سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
…
در محفل عاشقان خوشا رقصیدن
دامن زبساط عافیت برچیدن
در دست سر بریده ی خود بردن
در یک یک کوچه کوچه ها گردیدن
…
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
…
هرجا که نگاه می کنم خونین است
از خون پرنده ای گلی رنگین است
در ماتم گل پرنده می موید و گل
از داغ دل پرنده داغ آجین است
فانوس هزار شعله اما در باد
می سوزد و سرخوش است و چین واچین است
یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی
از عشــــق هر آنچه می رسد شیرین است
…
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
…
در آتش و خون پرنده پر خواهد زد
بر بام بلند خانه پر خواهد زد
امشب که دوباره ماه بالا آمد
می آید و باد پشت در خواهد زد
یک ساقه ی سبز در دلم خواهد کاشت
مهتـــاب بر آن شبنم تـر خواهد زد
صد جنگل صبح در هوا می شکفد
خورشیـــــد به شاخه ها شرر خواهد زد
…
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
مارا ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
همين الان دلم از عالم و ادم گرفته بود
داشتم وبلاگم رو بعد از ماه ها مي خوندم متني ديدم مربوط به روزهاي دستگيريتون
واي خداي من اون روزها از خدا هيچي نميخواستم جز ازادي شما
و حالا دارم قر مي زنم
خداي بزرگ براي ازادي حتي مشروط سرورم ازت ممنونم
خدايا ممنونم
ممنون
خدايا دلم از دست تو گرفته تويي كه اندازه همه نفسهام دوستت دارم
امشب دلم بدجور گرفته سرم هم که حسابی درد می کرد دیگه به طور کامل کلافه شده بودم نمی دونم دیدی وقتی می رسه از اینکه هیچ عشقی نداری کلافه ای یعنی در وقاع از اینکه دلت واسه عشق یگانه هستی خدای عزیز تنگ شده کلافه ای اما چون نمی دونی چطور بری بغل خدا اون وقت به چیز هایی کوچیک بند می کنی منم امشب اینجوری شدم
خدایا خیلی دلم برات تنگ شده دلم شور می زنه
خدایا این 5 شنبه خبر مهمی تو راه هست خدایا تو می دونی ما چه التهابی داریم
خدای من
رب من می دونم این ها همه نقشه الهی هست تو این جریان هدایت الهی مدد یار ما باش
الهی اگر تو نباشی هر نگاهی تیری بر قلب ما الهی به حق یا ستارت که من و خودت فقط می دونیم که تو اون 12 روز چه معجره ها که نکرد ...
یا ستار مرا بپوشان از چشم و تیر رس نا مجرمان
خداوند حامی من است ....
خدایا به حمایتت محتاج تر از همیشه هستیم کمکم کن
سلام خداوند بر تو
امشب بعد از اون شب سیاه دستگیری تون اولین شبی هست که دوباره می نویسم
از دل تنگیم از اینکه چقدر دلم براتون تنگ شده از اینکه حکم بچه هایی رو داریم که پدرشون رفته مسافرت بهشون یکسری تکالیف رو داده بچه ها سعی کردن خوب باشن . می دونن خیلی هم کامل تکالیفشون رو انجام ندادند اما دیگه صبر وتحملشون تمون شده دلشونه باباشون رو می خواد دلشون واسه خواهر و برادر های زندانیشون تنگ شده دلشون واسه خدایی که این دنیا رو با همه زیباییش افریده تنگ شده و ...
پدر بیا خونه خواهش می کنم
بچه هات بدجور دلتنگ هستند.....
خورشيد رو از ما گرفتند شكر شب ستاره پيداست از نگاه ما جرقه صد تا فانوس جلودار
من براي تو مي خونم بهترين ترانه ها رو
دل ديوار رو بلرزون تازه كن خلوت ما رو
هم غصه بخون با ما تو اين قفس بي من لعنت به چراغ سرخ لعنت به چراغ سبز
خيال نكن با يه تك زنگ و رو خوش شبانه كه هي سعي مي كردي يه جوري خودت رو تو دلم جا كني همه چي يادم رفت..
من كه دلم نمي ياد ازت گلگي كنم ولي ................
هيچي نمي تونم بگم
فقط مي گم بازيه روز ديگه من رو خراب كردي
تقصير خودم هست وقتي خدا داشت سوال مي كرد نبايد تو رو انتخاب مي كردم
اصلا تو تو چي ديدم كه انتخابت كردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من نه عاشق هستم
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم هستم
و یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزد.
شاعر؟؟؟؟
نمي دوني چي كار كني /اعصابت از همه جا خورده دلت مي خواد داد بزني يا گريه كني
حالا اون وسط يه مسير رو اشتباه مي ري يا اينكه ماشين خراب ميشه بايد بقيه راه رو يه ماشين ديگه بگيري
يهو فرياد نزني و گله كني ها هيچي نشده يكم اروم باش اطراف رو نگاه كن احتمالا همين گوشه ها اسم يا تابلو يه موسسه رو مي بيني كه چندين ماه دنبال اين هستي ادرسش رو پيدا كني ولي حالا يهو همه كارهات راه مي افته
حالا مي توني دلي دلي كنان واسه خودت بري خونه
متن از بس عميق و در مورد يه گلي هست جو زده مي شم يك خط مي خونم نيم ساعت زار مي زنم
نتيجه اخلاقي
جنبه نداري متن نخون
نتيجه اخلاقي 2
لطفا به روزنامه 1 مراجعه فرماييد.......................